الفيض الكاشاني

305

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

باشد ، زيرا او بر فقدان بينايى صبر كرد و موسى ( ع ) شكيبايى نكرد . كمال صبر در اين است كه همهء اعضاى انسان را از او بگيرند و او را مانند گوشتى كه در سفره مىگذارند رها سازند ، امّا اين امرى سخت محال است چه هر يك از اعضاى آدمى آلتى براى دين است و با فقدان آلت ، آن ركن از دين كه مربوط به آن است فوت مىشود ، و شكر آن به كار گرفتن عضو است در چيزى از دين كه آن عضو آلت آن است و اين كار جز به صبر انجام نمىگيرد . امّا نفع در محلّ حاجت مانند مال زياده بر كفاف ، چنانچه انسان جز به مقدار ضرورت مال در اختيار ندارد و به بيش از آن نياز داشته باشد صبر بر نداشتن آن مجاهده است و اين جهاد فقيران و مستمندان است ؛ و وجود زياده بر كفاف نعمت است و شكر آن بدين است كه آن را در راه امور خير به مصرف برساند و در معصيت خداوند به كار نبرد . اين صبر هر گاه با اين شكر كه از طريق طاعت به جا آورده شود مقايسه گردد شكر افضل خواهد بود ، چه آن متضمّن صبر نيز هست ، و مستلزم شادى به نعمت خدا ، و همچنين تحمّل رنج توزيع مال در ميان مستمندان ، و ترك صرف آن در تنعّمات مباح است ، حاصل مطلب اين است كه دو چيز افضل از يك چيز و كلّ برتر از جزء است ليكن در اين اشكالى است چه مقايسه ميان كلّ و بعضى از اجزاى آن درست نيست . امّا اگر شكر او به اين است كه زياده بر كفاف را در راه معصيت خدا به كار نبرد ، بلكه آن را در تنعّمات مباح صرف كند در اين جا صبر افضل از شكر خواهد بود . مستمند صابر از توانگرى كه مالش را نگاه مىدارد تا در مباحات صرف كند نه از توانگرى كه مالش را در خيرات به مصرف مىرساند افضل است ؛ زيرا مستمند با نفس خويش مجاهده مىكند و شهواتش را مىشكند و به بلاى الهى راضى است و اين حال ناگزير مستلزم داشتن نيرويى است . توانگر آرزوهايش را دنبال و از شهواتش پيروى مىكند ، ليكن به مباح اكتفا مىكند و مباح مايهء بىنيازى از حرام است . با اين حال او نيز ناگزير از داشتن نيرويى است كه بتواند در برابر حرام صبر كند ، جز اين كه نيرويى كه صبر مستمند از آن ناشى مىشود برتر و كاملتر از نيرويى است كه توانگر را به اكتفاى در تنعّم به مباح وا مىدارد . و شرف از آن نيرويى است كه عمل بيانگر آن باشد ، چه اعمال جز براى احوال دل خواسته نمىشود و اين نيرو حالت دل است كه بر حسب نيروى يقين و ايمان مختلف مىباشد . از اين رو هر چه بر زيادى قوّت ايمان دلالت كند ناگزير آن افضل